السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 108
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
نفس امّاره آن است كه جوانان را وعدهء صلاح و اصلاح در زمان پيرى مىدهد تا جوانى با غفلت از دست برود ، و به پيران وعدهء طول عمر مىدهد . و تا لحظهء آخر با وعدههاى پوچ انسان را از ذكر خدا و اخلاص براى او باز مىدارد تا مرگ برسد ، و در آن حال ايمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد ، مىگيرد . پس در جوانى كه قدرت بيشتر دارى به مجاهدت برخيز ، و از غير دوست - جلّ وعلا - بگريز ، و پيوند خود را هر چه بيشتر - اگر پيوندى دارى - محكمتر كن ؛ و اگر خداى نخواسته ندارى ، تحصيل كن و در تقويتش همّت گمار ، كه هيچ موجودى جز او - جلّ و علا - سزاوار پيوند نيست . و پيوند با اولياى او اگر براى پيوند به او نباشد ، حيلهء شيطانى است كه از هر طريق سدّ راه حق كند . هيچ گاه به خود و عمل خود به چشم رضا منگر كه اولياى خُلّص چنين بودند و خود را لاشىء « 1 » مىديدند ؛ و گاهى حسنات خود را از سيّئات مىشمردند . پسرم ! هرچه مقام معرفت بالا رود ، احساس ناچيزى غير او - جلّ و علا - بيشتر شود . در نماز - اين مِرقاة « 2 » وصول الى اللَّه - پس از هر ستايش ، تكبيرى وارد است ، چنانچه در دخول آن « تكبير » است كه اشاره به بزرگتر بودن از ستايش است ، ولو اعظم آن ، كه نماز است . و پس از خروج ، تكبيرات است كه بزرگتر بودن او را از توصيف ذات و صفات و افعال مىرساند . چه مىگويم ، كى توصيف كند ! و چه توصيف كند ! و كى را توصيف ، و با چه زبان و چه بيان توصيف كند ! كه تمام عالم ، از اعلى مراتب وجود تا اسفل سافلين ، هيچ است و هر چه هست او است ؛ و هيچ از هستى مطلق چه تواند گفت . و اگر نبود امر خداى تعالى و اجازهء
--> ( 1 ) - « هيچ چيز » . ( 2 ) - « چيزى كه آلت ترقى است ، نردبان » .